کورش وروجک کوچولویه خونه ما
     
 

دنیایه این روزایه کورشی

۱۳۸٩/٤/۱٩

بای بایسلام

آقا حسابی شیطون وشیرین شده وهنوزم تصمیم نداره حرف بزنهسوال

فرهنگ لغات کورش:

بابا

ماما

دبا                صبا

آ                  آب (دریا -رودخانه...)

دد               دد

نی             نی(برای خوردن شیر)

دیش             (برای سره کار گذاشتنه من)

هام            (غذا)

تو               (توپ)

د(2)             این حرف اینقدر معنی داره که فقط در شرایطش می شه ترجمه اش کرد

.

.

.

اینم شازده عاشق خواهر جونقلب

 

تا غافل می شیم داره ماتیک می زنهعصبانی  

یا سراغ وسایل صباستعصبانینیشخند

ولی خداییش حسابی پسرم فنیه .همیشه دست به آچارهعینک

 

راستی اینم دوست کورش...حسابی خوردنیه.کلی با هم بازی کردن تازه فهمیدم چقدر آقا کوچولو مهربونهماچماچ

 

فعلابای بای

 
  لینک

گزارش تصویری از آقا کوچولو

۱۳۸٩/٢/۱٦

سلامممممممممم

این آقا رو می شناسید...سوالسوال

این آقای خرابکار رو چطور(نصف ماتیک رو خورده)سوال

 

 البته آشپزی هم می کنه(ببین چه چلو کبابی پخته)نیشخند

 

 تویه کارای خونه هم خیلی کمک می کنهچشمک

 

 شازده داره تویه تعمیرات با نظافت کردن کمک می کنه.

بهترین اسباب بازیش جاروشه(خدا آخرو عاقبت ما رو بخیر کنه)نیشخند

 آقا کوچولو خیلی شجاعه...

 

 

 خیلی مستقله...

 

خیلی هم بی احتیاطه...

 

ولی از همه مهمتر اینه که عاشق خواهر جون مهربونشهقلبماچ

کورش نوشت:اشتباه نشه من دارم "دبا" رو بوس می کنم نمی خورمشاااااااا(حالا دیگه بوسیدن رو خوب یاد گرفتم اونم صدادارش رو)ماچماچ

 

فعلا...بای بای

 
  لینک

سلام سلام صد تا سلام+خواهر فداکار

۱۳۸۸/۱/۱٥

سال نو مبارک.خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir

کورش خان بعد از چند روز سرما خوردگی حالش بهتر شده.حسابی هم شیطون شده چهار دست وپا می ره همه چیز رو هم می چشه .خوراک مورده علاقه اش هم دمپاییه...البته بعد از روزنامه.

قربونش برم حسابی هم خوش خنده است...می خوره  زمین در حالی که درد داره و گریه می کنه کافیه براش ادا در بیاریم شروع می کنه به خندیدن وبعدش دوباره هم گریه اش رو ادامه میده.........ماچماچماچ

این شازده و سفره هفت سین

اینم عیدیه آقا کورش(اون عسلی که از دهنش آویزون شده رو دارین؟؟؟)

آقا عاشق رانندگیه(مخصوصا)فرمون.

(تویه بغل پسر عمه اش.دیگه ول کنه فرمون نبود)

 

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

حالا بگم از خواهر فداکار:

تویه راه برگشت از مشهد یه جا برای نهار وایسادیم.کورش رو با کریر گذاشتیم رویه تختی که می خواستیم بشینیم.یه پسر بچه با یه تفنگ اسباب بازی رویه تخت روبرو نشسته بود و کورش رو نشونه گرفت .صبا هم حسابی عصبانی شد چند بار سره پسره داد زد وقتی دید فایده نداره اومد جلویه کورش(بین تفنگ و کورش)نشست (البته با عصبانیت).بهش گفتم چکار می کنی؟ گفت: نشستم که اگه تیر زد به من بخوره...

بابا رضا که بعد از شنیدن این حرف از خوشحالی قاط زده بود.

پی نوشت: آهای کورش خان یادت باشه که خواهر جون چقدر دوستت داره.قدرش رو بدونیهااااااتصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.com

اینجابعد ازنهاره 

 

تا بعد...

 
  لینک

کورش و سفر بابایی

۱۳۸٧/۱٢/۱۱

یه ضرب المثل(دریایی) هست که می گه:پسرها می گن "مامان بابا کی میره دریا"و دخترها می گن مامان بابا کی میاد خونه"...

این آقا رو ببینین(همون روزی که بابا رفت سفر)

حالا نظرتون راجع به اون ضرب المثل چیه؟نیشخند

اینم سوغاتیهاش

اینا هم بابا یه کم بزرگتر گرفته(فقط یه کم احتمالا تا هفت یا هشت سال دیگه اندازش می شه)

 
  لینک

کورش ددری و بازیگوش

۱۳۸٧/۱۱/٢٦

وروجک بد جوری ددری شده.البته از سه ماهگی این عادت رو پیدا کرده .تویه بدترین گریه کافیه بشونیمش تویه کریر وبذاریمش جلوی در خونه(البته از داخل نه بیرون خونه).تا نیم ساعت میشه روی سکوت کورش حساب کرد.

راستش ما هم تا حالا گولش نزدیم برای همین بهمون اعتماد داره...

 

این عکس مال ٣ ماه پیشه که تازه فهمیده بود ددر یعنی چی.

 

 

شازده تازگی سینه خیز میزه و هر وقت صداش در نمی آد یعنی در حال شیطونیه.مثلا چند روز پیش دیدم خیلی ساکته از آشپزخونه اومدم دیدم 1متری جابه جا شده و خودشو به ریشه های فرش رسونده داره ریشه فرش رو میل می کنه...یه بار هم دیدم همینجوری که می ره داره یه دستمال کاغذی هم می خوره وقتی دستمالها رو از دهنش در آوردم دیدم تمام مسیری که رفته دستمال خورده ریخته .بچه ام از خودش رد گذاشته که یه وقت راه رو گم نکنه...

 

کورش نوشت:آخه مامانی اینگده پای اون تامپیوتل نشستی که بابا از دشنه گی می خواد منو بخوله...

 

پی نوشت:خاله هایی که پرسیده بودن دو تا بچه سخته؟باید بگم "حلوای تن تنانی تا نخوری ندانی"

خدا قسمتتون کنه...

 

 

 
  لینک

کورش دوباره مامان و بابا رو عاشق کرد

۱۳۸٧/۱۱/۱٧

وروجک خونه ما در تاریخ ١ شهریور همین امسال ساعت ١٢:۴۵دقیقه بعد از ظهر دنیا اومد .تا شادیه خونه ما با اومدنش کامل بشه.البته هفته اول یه کم خودشو برامون لوس کرد.به خاطر زردی بیمارستان بستری شد ولی خدا رو شکر به خیر گذشت.الان هم شده یه شیطونک خوش خنده که با اون خنده های خوشکلش ما رو عاشق خودش کرده.

این اولین عکس کورش بعد از به دنیا اومدنش تویه بیمارستانه.

 

اینم وقتی اومد خونه تویه بغل خواهر جون

 

تا بعد

 
  لینک

 

 
نویسنده

 
آرشیو

 
موضوعات
 

 
لینکها
صبا خواهر گلم
شهراد جوانمرد
الهام عروسک
ارشیا گلی
آندیا خوشکله
والا گلی
فینقلیهای ملوس
یه مامان (مریم)
تندیس ملوس
مهدیس مامانی
هستی مامان
نوید جون
رادین عسلی
دو قلوها
آتوسا نازنازی
پرنیان بلاچه
کامیار عزیز
کیارش وروجک
علیرضا گل گلدون
اخبار وبلاگ ها
ليست وبلاگ ها
قالب هاي وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ICT
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
:: طراح قالب ::

  RSS  
پرشین وبلاگ


انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس